<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فتووبلاگ آبادان    </title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com</link>
<description>آبادان به روايت تصوير</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 30 Dec 2011 20:03:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>انتقال به سایت</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-255.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://arashpix.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;www.arashpix.com&lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;منتظر شما هستم.&lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2011 20:03:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-255.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدرود ، فتووبلاگ آبادان</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-254.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;هوالمصور&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;چنان‌که همگان دانند ، وبلاگ‌ها در طول دوسال گذشته بیشترین محدودیت‌ها را متحمل شدند . حالا آن دسته‌‌از وبلاگ‌هایی که مصداق هنجارشکنی بودند و از قوانین تخطی کرده‌بودند که حسابشان جدا ، ولی در این میان  بسیاری دیگر ،‌فدا شدند ، فنا شدند یا از  رونق افتادند بی‌آنکه اساساً جرمی مرتکب شده‌باشند . &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مثلاً همین &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;photoarash.blogspot.com&quot;&gt;حضوردر هستی&lt;/a&gt; فکسنی خودمان ،‌ که فقط شامل عکسهای ما از مسافرتها و جاهای دیدنی ایران بود ، اول  سرویس عکس‌اش ناکار شد و بعد که کلاً‌ سرویس بلاگر از دسترس کاربران اینترنت داخلی خارج شد . من بارها به آن صفحه‌ی کذایی که پیام‌آور فیلترینگ است ایمیل دادم و نوشتم که ساختار فیلترینگ - که اصل وجود آن را لازم می‌دانم -  روش اجرایش به این صورت اشتباه است . &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;از منظر یک مهندس کامپیوتر کمی‌تاقسمتی قدیمی ، یک مدیر آموزشی نسبتاً با سابقه ، یک راهبر شبکه ، یک کارشناس ارشد فرابری داده‌ها و یک کاربر حرفه‌ای اینترنت ...چه‌می‌دانم ...یک عکاس ، یک روزنامه‌نگار ، دلایلم را توضیح دادم . ولی اگر شما پاسخی دریافت کردید ،‌ به من هم پاسخی داده‌شد!&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بلاگفا سرویس راحت و سهل‌الوصولی است اما قابلیت ذخیره‌ی عکس را ندارد . بنابراین لازم است تا عکسها روی یک سرور دیگر ذخیره  شوند. جای بحث ندارد که که آن سایتهانیز حسب موقعیت و بدون اطلاع قبلی از دسترس خارج می شوند . بعنوان مثال خیلی از عکسهای  اولیه فتووبلاگ قابل مشاهده نیست و حتی خود من نیز نسخه‌ای از آن عکسها در اختیار ندارم.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;باز تکرار می کنم که من شخصاً و به دلایل تخصصی و اخلاقی با فیلترینگ مخالف نیستم اما این روش اجرای فیلترینگ منجر به گسترش فیلترشکن هایی با قیمت بسیار ارزان و حتی  رایگان در سطح جامعه اینترنتی شده است که فضای اینترنت ایرانی را آلوده تر کرده است . کافی است همین الان اراده کنید تا یک VPN به دست بیاورید. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اما چرا آلوده‌تر؟&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وقتی شما از یک فیلترشکن استفاده می‌کنید دقیقاً مثل این است که تمامی اسرار خصوصی زندگی‌تان را با یک فرد عابر که نمی‌شناسیدش - مثلاً توی تاکسی یا توی صف نانوایی- درمیان بگذارید . مسائل خصوصی شما در سطح اینترنت همان سایتهای مورد علاقه‌تان ، رمزهای عبورتان&lt;strong&gt;،&lt;/strong&gt;تلفن منزل یا محل کارتان ، مشخصات ISP  و موقعیت مکانی‌تان ، فهرست دوستانتان ، جزئیات ایمیلهای دریافتی و ارسالی‌تان و... هستند . &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;با این توصیف ، دل‌تان خوش ، که از فیلترشکن استفاده می‌کنید!&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این درحالی است که دانش و بینش استفاده از اینترنت و ایمیل و شبکه‌های اجتماعی مجازی اینترنتی در ایران بطور عمومی بسیار پایین است . شاید خیلی‌ها بلد باشند با اینترنت کار کنند ولی راه و رسم آن را نمی‌دانند . بطور مشابه شاید میلیونها خودرو در کشورمان موجود باشد ولی تنها اندکی از رانندگان اصول رانندگی صحیح و ایمن را می دانند و به آن پایبندند. نتیجه‌ی آن هم دستیابی به یکی از بالاترین رتبه‌های جهانی در زمینه‌ی حوادث رانندگی است . وضع کاربری اینترنتی‌مان هم بهتر از رانندگی‌مان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من بعنوان یک وبلاگ نویس کمابیش قدیمی - از سال 80 تا کنون - که همواره سعی کرده‌ام روی خط قانون حرکت کنم ناخواسته و بی‌دلیل مشمول این فیلترینگ شدم . حالا شما بگویید مصداق سوختن تر و خشک است . ولی با تاسف می‌بینم که گسترش فیلترشکن‌ها ، اینترنت آلوده‌ی ایرانی را آلوده‌تر کرده است و از طرفی ، کسانی که پشت نامهای زیبا و محترم پنهان شده‌اند ، قلم‌شان هتاک‌تر گشته و به ناآرام کردن افکار - تشویش اذهان - جسور‌تر شده‌اند تا جائیکه صدای همه‌ی دلسوزان واقعی این مملکت را درآورده‌اند .  &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نزدیک به یک سال سکوت کردم . فکر کردم ، خواندم و نوشتم . بی‌آنکه فتووبلاگ را به‌روزرسانی کنم. اما به‌قول برخی دوستان گرانقدر و ارزشمند ، فقط این فضا را - به‌قدر اندازه‌ام - برای متهتّکان خالی کردم ! &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سخن کوتاه ، چون به‌این بازی موش و گربه‌ی اینترنتی اعتقادی ندارم ، عطای وبلاگ‌نویسی را برای همیشه به لقایش می‌بخشم . اما این به این معنی نیست که فعالیت اینترنتی من متوقف می‌شود. به‌زودی سایت رسمی من با آدرس &lt;a href=&quot;http://www.arashpix.com&quot;&gt;www.arashpix.com&lt;/a&gt;  راه‌اندازی می‌شود . فضایی که شخصی‌است و همه‌چیزش متعلق به من است . شامل گالری عکسها ، وبلاگ ، بیوگرافی ، فعالیتها و ... خواهد بود . &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فتووبلاگ آبادان ، مرا شکل داد . با هم بزرگ شدیم ،‌اشک ریختیم ، خندیدیم و به یکدیگر اندیشیدیم . آبادان را - به‌قدر بضاعت  و فهم - شناختم . این فتووبلاگ با بیش از دویست‌هزار بازدید از ابتدای سال 85 تا ابتدای سال ۹۰ در همه‌جای جهان دیده‌شد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به قول یک شاعر همشهری: « آبودانه گذاشتم رو کولُم و بُردم دور دنیا گردوندُم ...»  - البته به‌قدر تحمل شانه‌هایم - . بارها سایتهای‌خبرخوان‌ فارسی‌زبان به برخی مطالب و عکس‌ها لینک دادند . یکبار به‌عنوان &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://topweblogs.blogfa.com/post-8.aspx&quot;&gt;فتووبلاگ برتر&lt;/a&gt; انتخاب شد . &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;  اما پُرمایه‌‌ترین سود من از فتووبلاگ آبادان ، یافتن دوستان سالم ، ارزشمند، آگاه و بی‌دریغی بود که در همین راه پیدا کردم . دوستانی که با بیشتر آنها فقط در یک کلمه اشتراک داشتم : &lt;strong&gt;آبادان&lt;/strong&gt; . &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ولی آن یک کلمه ، آنقدر بزرگ و پرمعنی و مقدس بود که دوستی‌هایی تا عمق جان و تا پایان عمر را موجب شود . &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در این فتووبلاگ ، «آبادان» ، رمز وحدت ما شد . مثل یک ورد باطل‌السحر . مثل یک کیمیا ، مثل یک گوهر شب‌چراغ. دشمنی‌ها را به دوستی تبدیل کرد این واژه . و البته به‌ظاهر دوستان را پراکند .&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من حالا می‌توانم با کمال افتخار ادعا کنم که افتخار دوستی با شهروندان نابی را دارم که آبادان برایشان یک هویت است نه یک وضعیت . یک هدف است ، نه یک وسیله . یک پرستش‌گاه است نه یک سکونت‌گاه یا کارگاه.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نامی از کسی نمی‌آورم تا بدلیل فراموشی ، عزیزی ازقلم نیافتد . &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در مقابل نام بلند آبادان و مهر آتشین دوستانم ، سر تعظیم فرو می‌آورم و دیدارتان را در سایت رسمی‌ام انتظار خواهم کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بدرود.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;آرش آبخو&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 28 Mar 2011 17:25:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-254.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توبه ز مِی کردم و آمد بهار...</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-253.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;335&quot; width=&quot;299&quot; src=&quot;http://gallery.aftab.cc/data/media/45/norooz_acc_2.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;بهار &lt;/p&gt;&lt;p&gt;که گاهِ شکفتن است &lt;/p&gt;&lt;p&gt;و نوروز&lt;/p&gt;&lt;p&gt;که هنگام نو شدن است &lt;/p&gt;&lt;p&gt;                              بر شما فرخنده‌باد .&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Mar 2011 14:39:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-253.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگی که خود «من» است</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-252.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وبلاگ مثل خود آدم است . بزرگ می‌شود . پیر می‌شود . عصبانی ، شاد ، بی‌حوصله می‌شود . وبلاگ دوست دارد بخوابد ، دوست دارد از شهر بزند بیرون ، دوست دارد همه چیز را فراموش کند و یک علامت سوال بشود در پایان جمله‌ی «به من چه ».&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وبلاگ ، دوست دارد سر بگذارد به بیابان . بزند به سیم آخر و لیچار بار کند . وبلاگ دوست دارد فحش بدهد ، داد بزند...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وبلاگ دوست دارد بعضی وقتها بازی کند : شطرنج ... بعضی اوقات هم ترجیح می‌دهد فقط سکوت کند  و نگاه کند . وبلاگ ، دوستانی دارد که دوستی‌شان اتفاقی نیست و دشمنی‌شان هم لابد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وقتی صاحب وبلاگ می‌شوی ، داری خودت را عرضه می‌کنی . وبلاگت ، بخشی از وجود تو است . در زندگی وبلاگی‌است که می‌فهمی چقدر آدمها می‌توانند ریاکار باشند و کردار و گفتارشان متضاد . در زندگی وبلاگی‌است که می‌فهمی مشکلات اجتماعی تا چه حد ریشه‌دارد و سرمنشاءاش کجاست . با پرسه‌زدن در همین وبلاگ‌ها‌ست که متوجه می‌شوی عقده‌ی فروخورده‌ی جنسیت و شخصیت چه نقش مخرب و هولناکی در تمامی روابط اجتماعی بازی می‌کند . زندگی وبلاگی به تو می‌آموزد ، اگر چیزی نداشته‌باشی که به او بیاموزی . &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وبلاگ را نمی‌توان دست‌کم گرفت . قدرت تاثیرش بر زندگی فردی غیرقابل تصور است . وقتی کلامت ، نگاهت به وبلاگ منتقل می‌شود ، وقتی دکمه‌ی ارسال را می‌زنی ، دیگر هیچ قضاوتی در اختیار تو نیست . همانقدر دیده ‌می‌شوی که یک چهره‌ی خبرساز سیاسی . همانقدر در دسترس هستی و اعماق ذهنت را روشن کرده‌ای که یک متهم ، پس از بازجویی . &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من به یک موضوعاتی اعتقاد دارم . مثلاً اینکه تمام تصویری که ما از سده‌های گذشته داریم ، ناشی از آثار مکتوب و مصور آن دوران‌هاست . همین وبلاگ‌ها -با هر درجه‌ای از دانایی-نیز روزی پایه و اساس شناخت دوران ما قرار خواهند گرفت . تاریخ ، بر اساس همین وبلاگ‌ها درمورد ما قضاوت خواهد کرد . &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;با این توصیف ، اگر تاریخ گذشته‌ی ما ، در هر عصری به‌فرموده‌ی سلطان نوشته‌شده است و ما از نگاه سلطان به اعصار گذشته‌اش می‌نگریم ، تاریخ آینده را در میان همین وبلاگ‌ها می‌توان جستجو کرد . وبلاگ‌نویس ، علاوه‌ بر علاقه‌ی شخصی ، دارای یک وظیفه‌ی تاریخی نیز هست . &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;این وظیفه‌ی تاریخی - که مهران مدیری چقدر زیبا در مجموعه‌ی 16 قهوه‌‌ی تلخ - آن را نقد کرد ، هدفش عوض کردن مسیر تاریخ نیست ، بیانی جامع‌تر و همه‌شمول‌تر از «جامعه» است . وبلاگ‌نویس با بیانی صادقانه از «خود» ، ناخودآگاه به تحلیلی جامع‌تر از «جامعه» کمک می‌کند .&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;برای همین است که من وبلاگ‌نویسی را دوست دارم. &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 25 Feb 2011 15:08:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-252.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آدمها</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-251.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 205px; HEIGHT: 147px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/7c/Caminando_-_Walking_-_en_Suiza_-_13082006(006).jpg&quot; width=599 height=949&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعضی وقتها به سرم می‌زند به هیچ وجه از خودروی شخصی یا عمومی استفاده نکنم . فرقی هم نمی‌کند وضع هوا چگونه باشد . نه شرایط جوی در این تصمیم تاثیر می‌گذارند و نه ساعات شبانه روز . می‌خواهد توی هرم داغ ظهر تابستان باشد یا دل شب سرد زمستان . فرقی نمی‌کند . لباس مناسب ، کفش راحت و جیب خالی تا وقتی خسته می‌شوم وسوسه‌ی تاکسی گرفتن نداشته باشم و صد البته بدون تلفن همراه . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اصولن من از این ترکیب تلفن همراه خوشم نمی‌آید . یعنی چه که هر وقت هر کس خواست بتواند به تو دسترسی داشته باشد ؟ لحظه‌هایی در زندگی هست که تو به هیچ همراهی از جنس خودت نیاز نداری . اصلن می‌خواهی از تن‌ها بگریزی . داری کتاب می‌خوانی ، در حال نیایش هستی ، داری قدم میزنی و فکر می‌کنی که یکهو صدایش در‌می‌آید و تمام تمرکز و حریم خصوصی‌ات را به هم می‌ریزد... به همین دلایل ساده ،‌ تلفن همراه را همراه خودم نمی‌برم و می‌زنم به قلب کوچه‌ها ، خیابانها ، آدمها.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آدمهای شب با آدمهای روز فرق دارند . مهربان‌ترند . آرام‌تر و البته صادق‌تر.یکی نگهبان ماشین‌ها و مغازه‌هاست ، آن یکی رفتگر است ،‌دیگری سرباز . بعضی‌ها خیابان‌خواب‌اند و بعضی دیگر شغل اداری‌شان ایجاب می‌کند شب زنده‌دار باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اما شب ،‌با سکوت و آرامش‌اش ، همه را افسون می‌کند . آن‌قدر که با خودت روراست‌تر می‌شوی . خود را در برابر جهانی تنها می‌بینی و کوچکی خود را در مقابل عظمت دنیایی که آفریده‌ی خداست با تمام وجودت لمس می‌کنی . شبها از آدمهایی که در روز نادیده‌‌شان می‌گیری بسیار می‌آموزی . می‌فهمی که همه‌ی آدمها آموزگار تو هستند . نشانه‌ای که خدا سر راه تو قرار داده تا چشمانت را باز کنی ، ببینی و راهت را پیدا کنی یا مسیرت را تصحیح کنی . درست مثل علائم راهنمایی رانندگی . برخی آدمها مثل یک نشانه سرعت مجاز را به تو گوشزد می‌کنند ، برخی دیگر انحراف به چپ و راست و ممنوعیت سبقت را به تو هشدار می‌دهند . و بعضی دیگر آگاه‌ات می‌کنند که راه لغزنده است ،‌یک‌طرفه است ، بی‌بازگشت است ... برخی دیگر هم شبیه تابلوی ورود ممنوع هستند!اصلن شایسته نیست این آدم‌ها را دست‌کم بگیریم و با چشم حقارت نگاه‌شان کنیم . تصور کنید شهری شلوغ را که خیابان‌هایش ورود ممنوع نداشته باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر از عمر من حاصلی برای خودم بجا مانده‌باشد یا خاطره‌ای ماندگار ، همین لحظه‌هایی است که با جهان و با خودم تنها و روراست بوده‌ام . فقط همین لحظه‌هاست که می‌توانم ادعا کنم هستم ، می‌توانم ادعا کنم زندگی کرده‌ام . زندگی فراسوی نیکی‌ها و بدی‌ها ،‌بسیار زیباتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسدو البته بی‌اعتبارتر هم . هیچکس ، زنده از این دنیا خارج نخواهد شد . قدر لحظه‌های زندگی را باید از کسانی بپرسیم که بیماری صعب‌العلاج دارند و برای بهبودی‌شان همین حالا از ته دل و به صمیمانه‌ترین زبانی که می‌توانیم دعا کنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; رسالت ما در زندگی ، کشف زیبایی‌هاست . باقی همه انتظار مرگ است و انتظار و انتظار...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Feb 2011 01:19:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-251.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقش‌هایی بر دل</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-250.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;به همت تعدادی از رزمندگان دلسوخته و چند جوان خوب آبادانی ، نقاشی‌های دیواری دبیرستان رازی که پرتره سرداران شهید آبادان بودند ، بازسازی شدند . نامشان مانا . یادشان گرامی.&lt;/p&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 255, 0);&quot;&gt;+&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.bashahidan.blogfa.com/post-446.aspx&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;مطلب مرتبط&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://abadanpb.persiangig.com/250/250_1.jpg&quot; style=&quot;width: 457px; height: 342px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://abadanpb.persiangig.com/250/250_2.jpg&quot; style=&quot;width: 455px; height: 341px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://abadanpb.persiangig.com/250/250_3.jpg&quot; style=&quot;width: 371px; height: 495px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 30 Jan 2011 09:28:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-250.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازتاب عکسهای فتووبلاگ آبادان در اینترنت</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-249.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;baseline&quot; src=&quot;http://asktonyc.files.wordpress.com/2009/03/internet-thief-main_full.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خوب !&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;بهرحال مدتی که در فتوبلاگ کمتر فعالیت داشتم بیشتر متوجه بازتاب وسیع عکس‌هایم در اینترنت شدم. فی‌نفسه این کار بد نیست و موجب بیشتر دیده‌شدن شهرمان می‌شود . ولی مشکل همان بی‌اخلاقی مفرطی است که بعضی‌ها به آن اصرار دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;مثلاْ در Google earth دیدم که عکس‌هایم با لوگوی آبادان‌فتوبلاگ توسط فردی که نمی‌شناسم‌اش استفاده شده‌اند . ایشان هیچ اشاره‌ای به منبع عکس‌ها نداشته‌ و در مقابل تعریف و تمجید دیگران هم خشوع و خضوع خاصی به خرج داده‌اند! چند نمونه از این شیرین‌کاری را می‌توانید &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.panoramio.com/user/2088699?photo_page=1&amp;comment_page=1#conversations&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; ببینید.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Jan 2011 15:14:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-249.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احمدآباد</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-248.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933 size=2&gt;به لین چهار احمدآباد می روم . نم نم بارانی در حال باریدن است . از فرط گل و لای موجود قید کفش و شلوار تمیز را می زنم . وارد بازار سبزی و میوه می شوم . کف بازار آنقدرپستی بلندی دارد و بواسطه گل و لای آنقدر لغزنده شده است که پای زنی باردار لیز می خورد جیغ می زند و نقش زمین می شود . مردم دور او جمع می شوند و او اشک می ریزد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933 size=2&gt;آن طرف فروشنده ای کالایش را جار میزند . به مقدار نیاز خرید می کنم . هیچ فروشنده ای از پاکت کاغذی یا حتی پلاستیک شفاف استفاده نمی کند . همه ی کیسه هایی که حاوی میوه و سبزی هستند سیاهند. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933 size=2&gt;یاد حرفهای آقای خادم الرضائیان مدیر عامل شرکت پلاستیک سازی می افتم که می گفت : &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933&gt;« &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933&gt;به دلیل مرغوب بودن نایلون سرم‌های بیمارستانی، این اجناس خواهان بسیاری داشته و پس از آسیاب شدن در تولید نایلون و ظروف یکبار مصرف غذا استفاده می‌شوند.»&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933 size=2&gt;بنا به مشاهدات ایشان برخی کارگاههای پلاستیک سازی از سفره های یکبار مصرف که سرشار از میکرب و باکتری هستند بعنوان مواد اولیه کیسه پلاستیک استفاده می کنند :&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933&gt;«&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933&gt;مشخص‌ترین جنس تولیدی با مواد اولیه بازیافتی، کیسه زباله‌های مشکی است که به دلیل آن که در آن‌ها از نایلون‌های زراعتی بازیافتی استفاده می‌شود، با کودهای شیمیایی و دیگر اجسام خارجی همراه بوده و بوی نامناسبی نیز دارند.»&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933 size=2&gt;صدای بوق خودرویی مرا دوباره به احمد آباد بر می گرداند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933 size=2&gt;احمدآباد قلب تپنده آبادان است . &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933 size=2&gt;احمد آباد تعریفی غیر قابل انکار از هویت تاریخی و اجتماعی آبادان است .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=&quot; &quot; dir=rtl style=&quot;LINE-HEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#999933 size=2&gt;احمد آباد به یک بازار میوه و تره بار مناسب و بهداشتی سخت نیازمند است .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Jan 2011 10:23:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-248.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تالاب</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-247.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://abadanpb.persiangig.com/image/247_1.jpg&quot; style=&quot;width: 461px; height: 345px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;تالاب شادگان - آبان89&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;Shadegan lagoon - 2010&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 12 Jan 2011 09:38:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-247.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راز نو</title>
<link>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-246.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
 &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt;&quot;&gt;چند سال نوری باید فاصله باشد میان
آبادان-خرمشهر و پایتخت ؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt;&quot;&gt;چند سال باید طول بکشد تا صداو سیما بجای «آبودانی» نشان
دادن شخصیتهای منفی در سه‌ریال‌هایش ،  &lt;a href=&quot;http://alef.ir/1388/content/view/91834&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;مستند زنده‌ی راز     &lt;/a&gt;را از شبکه چهار پخش کند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt;&quot;&gt;چقدر نیروی خلاق و ارزشمند باید در خلال این
همه سال‌ها با دل خون از آبادان مهاجرت کنند یا نیامده رانده شوند تا جا برای برخی
کوتوله‌ها باز شود ، یا تنگ‌تر نشود؟&lt;span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt;&quot;&gt;&lt;span&gt;کوتوله‌هایی که &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 115%;&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;از «عشق به وطن» ، نفرت ، گریز و لعنت ساختند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;که بر خون شهیدان این دیار پا گذاشتند و ناجوانمردانه از آن گذشتند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;که از مسئولیت تنها نامش را یدک می‌کشند و به‌ ناحق حقوقش را می‌گیرند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;که زبانشان دراز و چشمان‌شان بسته است .&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 115%;&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;وای بر آنان &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 115%;&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl;&quot; dir=&quot;RTL&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 10pt; line-height: 115%;&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt; اگر خونهای ریخته‌شده بر این خاک تفتیده‌ ، دَم بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Jan 2011 10:24:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>abadanphotoblog</dc:creator>
<guid>http://abadanphotoblog.blogfa.com/post-246.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

