بدرود ، فتووبلاگ آبادان
هوالمصور
چنانکه همگان دانند ، وبلاگها در طول دوسال گذشته بیشترین محدودیتها را متحمل شدند . حالا آن دستهاز وبلاگهایی که مصداق هنجارشکنی بودند و از قوانین تخطی کردهبودند که حسابشان جدا ، ولی در این میان بسیاری دیگر ،فدا شدند ، فنا شدند یا از رونق افتادند بیآنکه اساساً جرمی مرتکب شدهباشند .
مثلاً همین حضوردر هستی فکسنی خودمان ، که فقط شامل عکسهای ما از مسافرتها و جاهای دیدنی ایران بود ، اول سرویس عکساش ناکار شد و بعد که کلاً سرویس بلاگر از دسترس کاربران اینترنت داخلی خارج شد . من بارها به آن صفحهی کذایی که پیامآور فیلترینگ است ایمیل دادم و نوشتم که ساختار فیلترینگ - که اصل وجود آن را لازم میدانم - روش اجرایش به این صورت اشتباه است .
از منظر یک مهندس کامپیوتر کمیتاقسمتی قدیمی ، یک مدیر آموزشی نسبتاً با سابقه ، یک راهبر شبکه ، یک کارشناس ارشد فرابری دادهها و یک کاربر حرفهای اینترنت ...چهمیدانم ...یک عکاس ، یک روزنامهنگار ، دلایلم را توضیح دادم . ولی اگر شما پاسخی دریافت کردید ، به من هم پاسخی دادهشد!
بلاگفا سرویس راحت و سهلالوصولی است اما قابلیت ذخیرهی عکس را ندارد . بنابراین لازم است تا عکسها روی یک سرور دیگر ذخیره شوند. جای بحث ندارد که که آن سایتهانیز حسب موقعیت و بدون اطلاع قبلی از دسترس خارج می شوند . بعنوان مثال خیلی از عکسهای اولیه فتووبلاگ قابل مشاهده نیست و حتی خود من نیز نسخهای از آن عکسها در اختیار ندارم.
باز تکرار می کنم که من شخصاً و به دلایل تخصصی و اخلاقی با فیلترینگ مخالف نیستم اما این روش اجرای فیلترینگ منجر به گسترش فیلترشکن هایی با قیمت بسیار ارزان و حتی رایگان در سطح جامعه اینترنتی شده است که فضای اینترنت ایرانی را آلوده تر کرده است . کافی است همین الان اراده کنید تا یک VPN به دست بیاورید.
اما چرا آلودهتر؟
وقتی شما از یک فیلترشکن استفاده میکنید دقیقاً مثل این است که تمامی اسرار خصوصی زندگیتان را با یک فرد عابر که نمیشناسیدش - مثلاً توی تاکسی یا توی صف نانوایی- درمیان بگذارید . مسائل خصوصی شما در سطح اینترنت همان سایتهای مورد علاقهتان ، رمزهای عبورتان،تلفن منزل یا محل کارتان ، مشخصات ISP و موقعیت مکانیتان ، فهرست دوستانتان ، جزئیات ایمیلهای دریافتی و ارسالیتان و... هستند .
با این توصیف ، دلتان خوش ، که از فیلترشکن استفاده میکنید!
این درحالی است که دانش و بینش استفاده از اینترنت و ایمیل و شبکههای اجتماعی مجازی اینترنتی در ایران بطور عمومی بسیار پایین است . شاید خیلیها بلد باشند با اینترنت کار کنند ولی راه و رسم آن را نمیدانند . بطور مشابه شاید میلیونها خودرو در کشورمان موجود باشد ولی تنها اندکی از رانندگان اصول رانندگی صحیح و ایمن را می دانند و به آن پایبندند. نتیجهی آن هم دستیابی به یکی از بالاترین رتبههای جهانی در زمینهی حوادث رانندگی است . وضع کاربری اینترنتیمان هم بهتر از رانندگیمان نیست.
من بعنوان یک وبلاگ نویس کمابیش قدیمی - از سال 80 تا کنون - که همواره سعی کردهام روی خط قانون حرکت کنم ناخواسته و بیدلیل مشمول این فیلترینگ شدم . حالا شما بگویید مصداق سوختن تر و خشک است . ولی با تاسف میبینم که گسترش فیلترشکنها ، اینترنت آلودهی ایرانی را آلودهتر کرده است و از طرفی ، کسانی که پشت نامهای زیبا و محترم پنهان شدهاند ، قلمشان هتاکتر گشته و به ناآرام کردن افکار - تشویش اذهان - جسورتر شدهاند تا جائیکه صدای همهی دلسوزان واقعی این مملکت را درآوردهاند .
نزدیک به یک سال سکوت کردم . فکر کردم ، خواندم و نوشتم . بیآنکه فتووبلاگ را بهروزرسانی کنم. اما بهقول برخی دوستان گرانقدر و ارزشمند ، فقط این فضا را - بهقدر اندازهام - برای متهتّکان خالی کردم !
سخن کوتاه ، چون بهاین بازی موش و گربهی اینترنتی اعتقادی ندارم ، عطای وبلاگنویسی را برای همیشه به لقایش میبخشم . اما این به این معنی نیست که فعالیت اینترنتی من متوقف میشود. بهزودی سایت رسمی من با آدرس www.arashpix.com راهاندازی میشود . فضایی که شخصیاست و همهچیزش متعلق به من است . شامل گالری عکسها ، وبلاگ ، بیوگرافی ، فعالیتها و ... خواهد بود .
فتووبلاگ آبادان ، مرا شکل داد . با هم بزرگ شدیم ،اشک ریختیم ، خندیدیم و به یکدیگر اندیشیدیم . آبادان را - بهقدر بضاعت و فهم - شناختم . این فتووبلاگ با بیش از دویستهزار بازدید از ابتدای سال 85 تا ابتدای سال ۹۰ در همهجای جهان دیدهشد.
به قول یک شاعر همشهری: « آبودانه گذاشتم رو کولُم و بُردم دور دنیا گردوندُم ...» - البته بهقدر تحمل شانههایم - . بارها سایتهایخبرخوان فارسیزبان به برخی مطالب و عکسها لینک دادند . یکبار بهعنوان فتووبلاگ برتر انتخاب شد .
اما پُرمایهترین سود من از فتووبلاگ آبادان ، یافتن دوستان سالم ، ارزشمند، آگاه و بیدریغی بود که در همین راه پیدا کردم . دوستانی که با بیشتر آنها فقط در یک کلمه اشتراک داشتم : آبادان .
ولی آن یک کلمه ، آنقدر بزرگ و پرمعنی و مقدس بود که دوستیهایی تا عمق جان و تا پایان عمر را موجب شود .
در این فتووبلاگ ، «آبادان» ، رمز وحدت ما شد . مثل یک ورد باطلالسحر . مثل یک کیمیا ، مثل یک گوهر شبچراغ. دشمنیها را به دوستی تبدیل کرد این واژه . و البته بهظاهر دوستان را پراکند .
من حالا میتوانم با کمال افتخار ادعا کنم که افتخار دوستی با شهروندان نابی را دارم که آبادان برایشان یک هویت است نه یک وضعیت . یک هدف است ، نه یک وسیله . یک پرستشگاه است نه یک سکونتگاه یا کارگاه.
نامی از کسی نمیآورم تا بدلیل فراموشی ، عزیزی ازقلم نیافتد .
در مقابل نام بلند آبادان و مهر آتشین دوستانم ، سر تعظیم فرو میآورم و دیدارتان را در سایت رسمیام انتظار خواهم کشید.
بدرود.
آرش آبخو

.jpg)


































